بایگانی ماهیانه: آگوست 2019

نقد فیلم One Flew Over The Cukoo’s Nest؛ مرثیه‌ی پرفراز و نشیب دیوانه‌ای که از قفس پرید


میلوش فورمن در “پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” مضامین داستانی کلیشه‌ای و نخ‌نما‌شده‌ی متداول هالیوودی را چنان جزئی‌نگرانه و محسورکننده در بطن فرم و محتوای اثرش پی‌ریزی می‌کند؛ که ثمره‌ی کار در اوج کمال و خارق‌العادگی، برای مخاطبانش حکم لقمه‌ای جمع و جور، دلچسب و قابل هضم را پیدا می‌کند. در سینما‌فارس بخوانید.

غالبا زمانی که در مدیوم سینما برچسب‌های نظیر “خارق‌العاده” و “تحسین‌برانگیز” به اثری چسبانده می‌شود، عموم مخاطبان توقع رویارویی با ساخته‌ی پر و پیمان و همه‌چیز‌تمامی را می‌کشند که به عمیق‌ترین و ملفوف‌ترین تمثیل ممکن مبانی فلسفی و روان‌شناسی بحث‌برانگیز قرن را به طرز غیرمنتظره‌ای با فرمی ژرف‌تر و پیچیده‌تر از خود آن مسائل، مقابل مخاطب گذاشته و آنرا به خورد او می‌دهند؛ آن هم به شکلی که فیلم، به لقمه‌ی چنان سنگین و غیر قابل هضمی بدل گردد که جویدن و بلعش ساعت‌ها به طول بیانجامد و مخاطب برای هضم و گوارش بی‌دردسر آن باید پشت‌بند فرو دادنش، هزارجور قرص و دوا را سر بکشد تا مغزش از شدت پیچیدگی مفاهیم آن، سوت نکشد. تردیدی نیست که تعریف خارق‌العادگی از منظر هنر هفتم ابدا به این اندازه، سهل و ساده نیست و دربرگیرنده‌ی گستره‌ی وسیعی از آثار است. نگرش فلسفی فیلمسازان به جهان و روان‌شناختی آنها به انسان‌های پیرامون‌شان، شاید تنها بخش کوچکی از مولفه‌هایی باشد که آثار سینمایی حول محور آن می‌چرخند و سینما، آنقدر وسعت دارد که ارزش و جایگاه آن به این سادگی‌ها قابل توجیه نباشد و به زبان ساده؛ می‌توان تعاریف بی‌شماری از عالی بودن را در آن ارایه داد.

فیلمساز بزرگ و تاریخ‌ساز قرن بیستم یعنی آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock)، بدون شک یکی از مصداق‌های بارز کارگردانانی است که اساسی‌ترین دلیل ماندگاری آثارشان تا به امروز، جادویی بود که او با گردهم‌آوردن تکنیک‌های سینمایی به خرج می‌داد؛ جادویی که تعلیق و تلاطم را در اوج دیوانه‌واری و جزئی‌نگرانگی به تک‌تک ثانیه‌های اثر تزریق می کرد و با رسوخ به اعماق افکار و عواطف مخاطب، احساسات او را به طرز دلهره‌آور محسور‌کننده‌ای احاطه می‌کرد. بله؛ این تکنیک بود که در تاریخ سینما به هیچکاک چنین جایگاهی بخشید، نه صرفا رو انداختن به مسائل فلسفی و روان‌شناسانه. البته چه مشاهیری نظیر جان فورد (John Ford) و هیچکاک، و چه بزرگانی همچون آندری تارکوفسکی (Andrey Tarkovsky) و اینگمار برگمان (Ingmar Bergman) که از متفکران و شاعران سینما محسوب می‌شوند؛ همه و همه حکم اجزای لاینفک هنر هفتم را دارند و وجودشان به سینما عطر و بوی حقیقی‌اش را می‌بخشد. چراکه بی‌شک سینما آنقدر گسترده بوده و هست که تنها یک یا چند خصوصیت، تعریف‌کننده‌ی جایگاه والای آن باشند.

“پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” (One Flew Over The Cukoo’s Nest) به ظاهر، تداعی‌کننده‌ی همان لقمه‌ی سنگین و غیرقابل هضمی است که درک و فهم مفاهیمش خیلی مشکل جلوه می‌کند. اما میلوش فورمن (Milos Forman) مضمونی ساده و یحتمل در نگاه اول، نخ‌نما‌شده را چنان زیرکانه در تار و پود قصه‌اش بافته که مخاطب به ناگاه در نخستین رویارویی‌اش با اثر، سر تعظیم فرو می‌آورد و عظمت آنرا تحسین می‌کند. همین هرازگاهی سبب می‌شود که برخی به اشتباه بیفتند و پی قرار دادن “پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” با دیگر آثار پیچیده و ملفوف روان‌شناختی سینما، در یک کفه‌ی ترازو باشند و به مقایسه‌ی آنها بپردازند. فیلم مذکور، چنان هوشمندانه به کلیشه‌ی آشنای سر دادن به فریاد اعتراض زیر سایه‌ی حکومتی مستبدد و نظم‌زده، رنگی دوباره می‌بخشد و آنرا در کالبدی نو احیا می‌کند؛ که تماشاگر حین تجربه‌ی آن به هیچ وجه به ماهیت کلیشه‌گونه‌ی داستانی آن نمی‌اندیشد و فکر می‌کند که با چیز کاملا تازه و بی‌سابقه‌ای روبرو شده!

شاید محتوای “پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” چیزی نباشد که با شنیدن آن در کنفرانس‌ها و سمینار‌های عمومی به وجد بیاییم و شاید حتی از اعماق وجود به سخنران و متن سخنرانی‌اش، ابراز تنفر کنیم. شاید این ایده را به قدری در قصه‌های قدیمی و قهرمان‌محور تجربه کرده باشیم که رویارویی با یک “کاوه‌ی آهنگر” و “رابین هود” دیگر، رغبت و هیجانی را در ما برنیانگیزد؛ اما کارگردان با پر و بال دادن به آن و مزین‌کردنش به کاغذکادوی خوش‌رنگ و لعاب “فرم” بار دیگر موفق می‌شود تا به این مضمون افسانه‌ای جان دوباره‌ای ببخشد و آنرا با حال و هوای جهان معاصر ما، هم‌خوانی بدهد و مطابق سازد. اینجاست که روشن می‌شود چرا نام استاد سرگرمی و البته تعلیق، یعنی هیچکاک فقید را در پاراگراف‌های پیشین بردم. کارگردانی نظیر فورمن در حد و اندازه‌ای نیست که با فیلمساز بزرگی چون هیچکاک مقایسه شود؛ اما خصوصیت مشترکی که به نوعی تداعی‌کننده‌ی همان حس و حال آشناست، بهره‌گیری صحیح و کارساز هر دو از فرم است که دستی بر ایده‌های داستانی پوشیده از گرد و غبار می‌کشد و زرق و برق گذشته‌شان را به آنها برمی‌گرداند.

“پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” روایتی مدرن از ظلم و استبداد است؛ آن هم از جنس سربسته و زجرآوری که اینجا در کالبد نظم و آرامشی تحمیل‌شده بر کاراکتر‌های قصه ظهور پیدا می‌کند و افکار مخاطبانش را به بازی می‌گیرد. تیمارستان قصه حکم نسخه‌ی مینیاتوری‌تر جهان پیرامون را دارد که در مقیاسی کوچک‌تر، نظم‌زدگی برخی از اقشار جوامع امروزی را به تصویر می‌کشد. آن هم در حالی که ساکنان آن با رضایت کامل به زندگی می‌پردازند و کک‌شان هم نمی‌گزد که واقعا چه دارد بر سرشان می‌آید! بیمار‌های این مرکز، در حقیقت با تن دادن به چنین روال روتین و تغییرناپذیری؛ می‌کوشند خود را شرایط خاص جوامعی که از آن طرد شده‌اند وقف بدهند و اصطلاحا به آن چیزی تبدیل شوند که جامعه از آنها انتظار دارد. در حالی که اینها هیچ اطلاعی از ضدیت انکارناپذیر اتمسفر نظم‌زده‌ی تیمارستان با جوّ پر فراز و فرود و هیجان‌انگیز جهان بیرون ندارند و همین ترس و وحشت آنها نسبت به جهان بیرون را، روز به روز بیشتر تشدید می‌کند و باعث می‌شود که آنها با ابراز آماده نبودن از حضور فیزیکی در جامعه، خود را در هزارتوی فکر و خیال‌های مشوش خود زندانی کنند.

چنین قضایای عجیب و تراژدیکی زمانی بیخ پیدا می‌کنند که درمی‌یابیم برخی از بیماران این مرکز، با پای خود گام به این جهنم آرمان‌نما گذاشته‌اند و با اختیار خود، به رنگ این جامعه‌ی دروغین درآمده‌اند. علی رغم اینکه افسار زندگی‌شان به دست خودشان است، فلنگ را نمی‌بندند و خود را با فکر به اینکه چگونه جامعه‌ی بیرون آنها را بخاطر مهیا نبودن از خود خواهد راند و سر خانه‌ی اول‌شان خواهد گرداند، به وحشت می‌اندازند. و پشت تمامی این‌ها، تشکیلاتی اهریمنی نهفته است که گویی مقصود حقیقی‌اش از محبوس کردن بیماران قصه، نه‌تنها درمان و شفا بخشیدن به آنها نیست؛ بلکه انگار با کاشتن تخم وحشت و اضطراب در وجود آنها، به اعماق احساسات انسانی‌شان رخنه می‌کنند و ایشان را واقعا به زندانی چهاردیواری وجودی خود تبدیل می‌کنند.

“پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” با نمایی لانگ‌شات کلید می‌خورد که در آن، پروتاگونیست اصلی داستان یعنی رندل مک‌مورفی (Randall McMurphy) سوار بر خودرویی از دوردست به سوی آن مرکز درمانی نفرین‌شده حرکت می کند؛ نمایی که در بک‌گراند آن، کوه‌هایی سر به فلک‌کشیده را نظاره می‌کنیم که مانع تابش مستقیم نور خورشیدی که در پس آنها قرار دارد می‌شوند، گویی قصد دارند طلوع آنرا به تعویق بیاندازند. علی رغم اینکه نمی‌دانند برخی اتفاقات همچون طلوع خورشید به طرز انکارناپذیری، اجتناب‌ناپذیرند و کاراکتر مک‌مورفی نیز برای بیماران فلک‌زده‌ی داستان، به نوعی حکم چنین آفتابی را دارد. شخصیتی که به محض ورودش، روی کاراکتر‌های قصه را به چشمه‌ای از جمال و درخشش زیبایی‌های جوامع حقیقی، روشن می‌کند و همین است که از خواب غفلت بیدارشان می‌کند. کاراکتر مک‌مورفی نسخه‌ی اغراق‌شده اما واقع‌گرایی از انسانی مشتاق و هیجان‌خواه است و همین شاخصه‌ی بخصوص است که وی را از دیگر بیماران آن مرکز جدا می‌دارد. البته تنها چیزی که حقیقتا از توانایی پر کردن خلا عاطفی و شخصیتی ساکنان این مرکز برخوردار است، سعی و تلاش مک‌مورفی برای برانگیختن هیجانات فطری آنهاست.

مک‌مورفی انسانی فرهیخته با نگرشی عمیق نبود که به این خاطر برچسب قهرمان قصه و اصطلاحا پروتاگونیست آنرا یدک بکشد؛ بلکه این هیجان‌طلبی فطری و روحیه‌ی بی‌باک و ریسک‌پذیر او بود که کمبود عاطفی جامعه‌ی تیمارستان را جبران می‌کرد و چنین تصور قهرمان‌گونه‌ای از او را در ذهن کاراکتر‌های قصه شکل می‌داد. اینجاست که اینان روحا، ناگزیر دست به دامن مک‌مورفی می‌شوند و او را به چشم یک قهرمان می‌بینند. مک‌مورفی با سودای آزادی و آرامش، خود را به جنون زد تا در عوض حبس کشیدن در فضای خفقان‌آور زندان، اوقاتش را به خوشی در یک تیمارستان منظم و بی‌آلایش بگذراند. اما زمانی که درمی‌یابد جو حاکم بر تیمارستان به دلیل نظم‌زدگی افراطی‌اش صد مرتبه از زندان، خفقان‌آور‌تر و نفس‌گیر‌تر است؛ می‌فهمد که بد رکب خورده و نخست با قلمداد کردن خود به عنوانی شاهکاری از علم مدرن، با بی‌ملاحضگی تمام به پرورندان فکر فرار در سر خود می‌پردازد. اما طولی نمی‌کشد که وجدان او از ظلمی که به این جامعه شده به درد می‌آید و مصمم می‌شود که رنگ و روی انسانی‌تر و البته هیجان‌انگیز‌تری از زندگی را بر بیماران قصه فاش کند. مک‌مورفی با عزمی راسخ چون مگسی به دور عواطف آکبند‌شده‌‌ی کاراکتر‌های قصه می‌گردد و با قلقلک دادن هیجان‌طلبی ذاتی‌شان که مدت‌زمان مدیدی به خاموشی مطلق گرویده بود، آنها را با وجهی از وجودشان رویاروی می‌سازد که گویا تاکنون از آن بی‌خبر بوده‌اند! تلفیق عناصر داستانی آزادی‌طلبانه‌ی قهرمان‌گونه‌ی افسانه‌های قدیمی با نحوه‌ی داستان‌سرایی نوین و در باب سرکوب عواطف فطری انسان؛ ترکیبی را فراهم آورده که در کمال سادگی، دیدنی و فوق‌العاده است که در عین حال، اوج زیرکی سازندگانش را می‌رساند.

اعمال قهرمانانه‌‌ی مک‌مورفی برای بیدار کردن بیماران قصه یک سو، و واکنش‌های ستیزه‌جویانه و جنون‌آمیز تشکیلات تیمارستان طرفی دیگر؛ تشکیلاتی که پرستار رچد (Nurse Ratched) را به عنوان فرمانده راهی عرصه‌ی نبردی بر علیه ذات انسانیت کرده و بر سر بیماران فلک‌زده‌ی قصه خراب می‌کند. او روزانه با جلساتی سرشار از نآرامی و تنش، کاراکتر‌های قصه را از شعله‌ور شدن بارقه‌ای ضعیف از شوق و هیجان‌خواهی که درون آنهاست به رعب و وحشت می‌اندازد تا مانع به ازبین رفتن فضای نظم‌آلود تیمارستان بشود. در وحله‌ی اول، پرستار رچد و کلیه‌ی این تشکیلات فکر می‌کنند که به نوعی غالب کردن چنین فضای نظم‌آلودی بر کاراکتر‌های قصه که عاری از هرگونه نقطه‌ی شوق‌برانگیز است، می‌توانند از پس درمان‌شان بربیایند و کاری کنند که آنها با آغوش باز از جوامع بیرونی استقبال کنند. فیلم به ظاهر با این تصویر پی خاکستری جلوه دادن آنتاگونیست‌های قصه‌اش است و سعی دارد که مقاصد خوشایندی را لا به لای اقدامات به ظاهر شوم‌شان بچپاند؛ اما مخاطب در طول فیلم مدام با سکانس‌هایی روبرو می‌شود که در آن چیزی جز شرارت و پلیدی محض از چهره‌ی پرستار رچد نمی‌بارد. همین تضاد غیر قابل اغماض میان مقاصد و رفتار‌های پرستار رچد به انتقال مفهوم بنیادین اثر ضربه‌ای زده که نمی‌توان به سادگی بقایای آنرا نادیده گرفت. چراکه مطلق بودن شرارت وجودی آنتاگونیست با اثری که چنان پی واقع‌گرایی است، میان فیلم و موفقیت تمام و کمال آن چندین قدم فاصله می‌اندازد.

کسی جرئت بحث و جدل با آنتاگونیست پلید و شروری چون رچد را پیدا نمی‌کند؛ مگر رندل مک‌‌مورفی. مک‌مورفی نه‌تنها با رفتار‌های بدیع و نامتعارفش گاهی و بی‌گاه، سر به سر کارکنان آن مکان می‌گذارد؛ بلکه حین تمامی بحث‌ها به نوعی حکم طناب نجاتی را پیدا می‌کند که بیماران قصه با سفت چسبیدن به آن، می‌کوشند خودشان را از شر ساعات طاقت‌فرسا و خفقان‌آوری که پرستار رچد بر آنها حاکم ساخته، فرار کنند؛ ساعاتی که طی آن پرستار رچد سرگذشت اکراه‌آمیز و غم‌انگیز‌شان را بر سر و صورت‌شان می‌کوبد و به همین خاطر است که کسی مجال اعتراض نمی‌یابد، چراکه همگی از نگاه‌های شرارت‌آمیز و سخنان “سوهان اعصاب”‌گونه‌‌اش شدیدا هراسانند. جدال میان آنتاگونیست و پروتاگونیست میانی داستان عموما نه رُک و صریح، بلکه در لفافه صورت می‌پذیرد. رچد از اعماق وجودش می‌خواهد که بیماران احساس ناآرامی و بی‌قراری کنند و در این میان تنها شخصی که غالبا از مسائل دور و اطرافش به ظاهر ابراز رضایت می‌کند و تنفر درونی‌اش را پنهان می‌دارد، در حقیقت خود مک‌مورفی است. کاراکتر مک‌مورفی که به واسطه‌ی نقش‌آفرینی خارق‌العاده و خاطره‌انگیز جک نیکلسون (Jack Nicholson) به این سادگی‌ها از یاد کسی فراموش نخواهد شد، با تظاهر به بی‌خیالی، خود و مقاصدش را لا به لای بیماران تیمارستان پنهان می‌کند؛ اما در خفاء، برای شرط‌بندی‌هایشان قوانین تازه‌ای را مطرح می‌کند و با تزریق هیجان به روند روز‌مره‌ی کسل‌کننده‌ی مرکز، برای خود تیمی بر ضد جهان‌بینی پرستار رچد را گردهم می‌آورد.

حتی مک‌مورفی باری، با سوء استفاده از اتوبوس مرکز، بیماران را به ماهیگیری می‌برد و با قرار دادن‌شان در شرایط خاص جامعه‌ی بیرون به آنها نشان می‌دهد که نه‌تنها دلیلی برای ترسیدن از آن وجود ندارد، بلکه دنیای بیرون تا چه حد هیجان‌انگیز و دوست‌داشتنی است و تنها با پی‌روی از برخی قوانین اساسی می‌توان اوقات خوشی را در آن رقم زد و این، یحتمل تنها جلسه‌ای بود که بیماران بیچاره‌ی داستان پس از حبس شدن در تیمارستان، به آن روی خوش نشان می‌دادند و واقعا از آن لذت برده بودند. در یک سو، مک‌مورفی را در نظر داریم که با برگذاری جلسات زیبایی‌شناسی زندگی، سعی بر هموار ساختن مسیر خروج بیماران از آن تیمارستان نفرین‌شده را دارد. اما در سوی دیگر این جدال، پرستار رچد را نظاره می‌کنیم که با توپ پر به میدان می‌آید با آسیب‌شناسی رفتار و روحیات آنها به وحشت‌افروزی و ایجاد شکاف میان بیماران و جهان خارج تیمارستان ادامه می‌دهد. اثر به بی‌پرده‌ترین شکل ممکن، انسان‌هایی که زندگی‌شان با وحشت نسبت به جامعه و نظم‌زدگی مفرط پیوند خورده را دیوانه خطاب می‌کند و در این دنیای دیوانه تنها راه بقا برای شخصی چون مک‌مورفی را، مجنون جلوه کردن می‌داند. جهان کوچک و مینیاتوری تیمارستان، مملو از انسان‌های مختلفی است که روحیات هرکدام به دلیل گونه‌ای از کمبود شخصیتی در تلاطم است و تنها شخصی که با آنچه که هست کنار آمده و تحت تاثیر فضای آنجا دچار خوددرگیری نمی‌شود، مک‌مورفی است و این تمایز غیر قابل انکار میان او و دیگر بیماران مجموعه است. فیلمنامه‌ی “پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” روایت‌گر قصه‌ای پرفراز و نشیب است؛ قصه‌ای که کاراکتر‌های محور آن در رسیدن به مقصد نهایی‌شان با دست‌انداز‌ها و پستی و بلندی‌های فراوانی مواجه می‌شوند که برخی، شیرین و بعضا تلخ جلوه می‌کنند. کاراکتر مک‌مورفی شاید ظاهری سرخوش و عیاش داشته باشد، در حالی که اکت‌های ریشخند‌آمیز و قهقه‌زدن‌های دیوانه‌وارش به مرور تنها حکم پوششی بر احساسات درونی‌اش را پیدا می‌کنند.

چراکه سرگذشت تراژدیک این بیماران و بیچارگی اسف‌بارشان که خود نیز در اکثر سکانس‌های اثر از آن غافلند، واقعا عواطف و دلرحمی مک‌مورفی را برمی‌انگیزند و دیری نمی‌پاید که او در خفاء برای نجات دادن از باتلاق افراط می‌جنگد و البته گاهی نیز، به طور صحیح و بی‌پرده. او فکر فرار را از سر خود بیرون می‌کند، زمانی که پی می‌برد که فقدان وجود او چگونه ذره ذره، وجود ساکنان این تیمارستان را منحطط می‌سازد. به همان خاطر است که او در سکانسی پس از مدتی غیبت، خود را همچون برخی از بیماران ازکارافتاده و ازهم‌پاشیده جلوه می‌دهد و با لب و لوچه‌ی آویزان سر جلسه می‌رود و البته، با چهره‌هایی که از شدت اضطراب مشوش و درهم‌رفته شده‌اند روبرو می‌شود. زیرا او قصد دارد به آنها بفهماند که از ذلت و خواری‌شان آگاه است و ناگهان با خنده‌ای تمسخرآمیز و از جنس خاص خود، این تراژدی اسف‌بار را به لطیفه‌ای بر پایه‌ی کمدی تلخ بدل می‌کند و لبخند آسودگی را بر لب بیماران جاری می‌سازد. کاراکتر چیف (Chief) که پیش از این خود را به ناشنوایی و بی‌زبانی زده بود، با آمدن مک‌مورفی – بخوانید “ندای افسارگسیختگی” – دوباره مسیر خود را پیدا می‌کند و با او همراه می‌شود. در حقیقت به حرف آمدن چیف پس از مدت‌زمان قابل ملاحضه‌ای و همگام شدن او با مک‌مورفی، به خودی خود کنایه‌ای از چگونگی باز شدن چشم و گوش کاراکتر‌های قصه پس از ظهور پروتاگونیست دوست‌داشتنی داستان است. در نهایت نیز مک‌مورفی و چیف، هر دو به شکلی متفاوت به رستگاری‌ای که لیاقتش را دارند دست می‌یابند و چیف، در حالی به سوی افق می‌دود که ابر‌هایی تیره آسمان را پوشانده‌اند و مانع نمایان شدن درخشش خورشید می‌شوند. ابر‌های تیره‌ای چون پرستار رچد، همیشه هستند که بر زندگی ما سایه بیاندازند و این، ما هستیم که نباید از درخشیدن دست بکشیم و همچون چیف و مک‌مورفی به سوی رستگاری بشتابیم.

ساخته‌‌ی فاخر و به‌یادماندنی میلوش فورمن یعنی “پرواز بر آشیانه‌ی فاخته” اثری است که کلیشه‌ی آشنای تلاش برای خلاص شدن از باتلاق حکومتی تحمیلی و ستمکار را چنان زیرکانه در کالبدی نو احیا می‌کند؛ که مخاطب ناگزیر از خلاقیت به خرج داده شده در آن به وجد می‌آید. جهان قصه‌ی فیلم گاه به شکل لذت‌بخش و گاه به طرز تراژدیکی، رسوم افراطی برخی از اقشار جامعه مدرن را به سخره می‌گیرد و صریحا انسان‌هایی که هیجان فطری و وجودی‌شان را با زندگی زیر سایه‌ی قوانینی آرمان‌‌نما و نظم‌زده سرکوب می‌کنند را دیوانه می‌خواند، دیوانگانی که باید با طی کردن مسیر پر فراز و نشیبی از قفسی که آنها را احاطه کرده، به سوی درخشش حقیقی زندگی بشتابند و به سوی آن عروج یابند.

شما چه فکر می‌کنید؟ آیا از تماشای این فیلم لذت بردید؟ آیا مطالعه‌ی مقاله برای شما مسرت‌بخش بوده است؟ نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

بهترین تورهای آسیایی: از استانبول و دبی تا چین!


بهترین تورهای آسیایی: از استانبول و دبی تا چین!

این روزها سفرهای خارجی بین ایرانیان رواج پیدا کرده است.

سفر به کشورهای آسیایی به دلیل نزدیکی فرهنگی و مسافتی و هم چنین پایین تر بودن هزینه های سفر نسبت به کشورهای اروپایی و آمریکایی موجب شده تا ایرانیان به کشورهای آسیایی بیشتر سفر کنند.

در این بین کشورهایی هستند که نسبت به سایر کشورهای آسیایی از محبوبیت بیشتری برخوردارند.

کشور ترکیه، امارات و چین از جمله کشورهایی آسیایی هستند که انتخاب گردشگران ایرانی بسیار زیادی می باشند. صحت این حرف آمار فروش بالا بلیط هواپیما خارجی مقاصد آسیایی این سه کشور نسبت به دیگر کشور ها می باشد.

بهترین تورهای آسیایی

ترکیه- استانبول:

شهر استانبول ترکیه از جمله شهرهای پر جاذبه و دیدنی آسیایی است که سالانه گردشگران زیادی به این شهر سفر می کنند.

در این شهر می توانید انواع بناهای تاریخی متعلق به دوران عثمانی را ببینید که شکوه و عظمت امپراطروی آن دوران را نمایش می دهد.

از میدان سلطان احمد تا کاخ توپقاپی و قصر غرق شده یا باسیلیکا تا تنگه ی بسفر همگی از مکان های دیدنی و بسیار خاص این شهر زیبا به شمار می روند.

از طرفی دوران امپراطوری عثمانی مرکز جهان اسلام به شمار می رفته و به همین دلیل می توانید شاهد حضور تعداد زیادی مسجد در این شهر باشید که معروف ترین آن ها از نظر معماری، مسجد آبی یا مسجد سلطان احمد و مسجد حاجی بایرام است که بازدید از آن ها حال و هوای دوران عثمانی را برای شما زنده می کند.

جاذبه ی دیگر این شهر آن است که نیمی از این شهر در قاره آسیا و نیم دیگرش در قاره اروپا واقع شده است و می توانید تفاوت موجود در این دو بخش را در دهکده ببک تماشا کنید، که محل خانه های ییلاقی ثروتمندان استانبول است. این بخش در سمت اروپایی استانبول واقع شده است. این دهکده قبلاً محل زندگی ماهیگیران رومی بوده است.

اگر این شهر انتخاب شما برای سفر می باشد، می توانید تمامی تورهای استانبول را اینجا https://www.tahagasht.com/tours/istanbul-tour  مشاهده کنید.

ترکیه- استانبول

امارات- دبی:

شهر دبی واقع در کشور امارات از جمله شهرهای پر طرفدار بین مردم آسیایی است که جاذبه های گردشگری و تفریحی فراوانی را در دل خود جای داده است.

در این شهر می توانید پیشرفت و مدرنیته را در خاورمیانه ببینید. از برج العرب گرفته که لوکس ترین هتل خاورمیانه به شمار می رود تا برج خلیفه که مرکز تفریحی بزرگ این شهر محسوب می شود.

فواره ی موزیکال و نورپردازی اطراف برج خلیفه بر جذابیت این ساخته ی بشری مرتفع می افزاید.

جاذبه ی دیگری که در دل این شهر کویری وجود دارد، جزیره پالم جمیرا است که تماماً ساخته ی دست بشر می باشد.

برای ساخت این نخل عظیم الجثه که برخی معتقدند از فراز زمین نیز قابل مشاهده است، هزینه ی گزافی شده است و تماماً از مواد و مصالح داخلی امارات استفاده شده است.

دبی به اندازه ای جاذبه مطرح دارد که نمی توانیم در چند پاراگراف آن را توصیف کنیم و تنها شرکت در تور دبی https://www.tahagasht.com/tours/dubai-tour می تواند کاملاً شما را با این ویژگی ها آشنا کند.

این جزیره به دو بخش پالم جبل علی و پالم دیره تقسیم می شود و انواع باشگاه ها، چشمه های آب معدنی و کلوب ها و… در این جزیره قرار دارد.

هم چنین در بالاترین نقطه ی این نخل مسجد جمیرا قرار دارد که معماری بی نظیر این مسجد جاذبه ای منحصر به فرد محسوب می شود. تصویر این مسجد را می توانید روی اسکناس های۵۰۰ درهمی دبی نیز مشاهده کنید.

امارات- دبی

چین:

نام چین همواره اجناس بی کیفیت داخل ایران را به یاد می آورد اما باید گفت که کشور چین در واقع یکی از زیباترین کشورهای آسیایی برای سفر به شمار می رود.

این کشور با برخورداری از طبیعتی بی نظیر مقصد مناسبی برای علاقه مندان به طبیعت به شمار می رود. از جمله این مناطق می توان به

  • رودخانه لی و حومه یانگشو (Li River and Yangshuo Countryside)
  • کوه زرد (The Yellow Mountains)
  • دره Tiger Leaping
  • چمنزار هولونبویر (Hulunbuir Grassland)
  • چمن زارهای کوه Qilian

اشاره کرد.

علاوه بر جاذبه های طبیعی کشور چین کشوری پر از جشنواره و فستیوال است که حضور در آن ها میتواند کمک شایانی به شما برای آشنایی با فرهنگ و رسوم مردم این کشور کند. از جمله این فستیوال ها می توان به فستیوال فانوس یوانشیا جی، مجسمه های یخی در چین و سال نو چینی اشاره کرد.

تور چین

سعی کنید اگر قصد شرکت در تور چین را دارید، زمان سفر خود را با فستیوال های این شهر تنظیم کنید.

یکی از سرگرمی های هر سفری رفتن به مراکز خرید جایی است که به آن سفر کرده اید. در ادامه شما را با برخی بازارهای این کشور آشنا می کنیم تا راحت تر بتوانید سوغاتی های مربوط به کشور چین را تهیه کنید.

  • بازار پن جیا یوان پکن
  • بازار یاشو پکن
  • مرکز خرید پلازای شرقی یا ارینتال پلازا
  • مرکز خرید تیمال گوانجو

کشور چین یکی از کشورهایی است که قوانین خاصی در خصوص فرهنگ خود دارد مانند ایران که توریست ها باید حجاب اسلامی را رعایت کنند.

در چین نیز از جمله این قوانین می توان به این مورد اشاره کرد که نباید به مقدسات و اشخاص مهم آن ها توهین کنید. هم چنین برای صدا کردن افراد باید نام فامیلی آن ها را بیان کنید.

جیمز گان: موزیک سنگین در انتظار The Suicide Squad


جیمز گان (James Gunn) کارگردان The Suicide Squad (جوخه انتحار) می‌گوید موزیک فیلم “مهم‌ترین بخش” فیلم است اما “بسیار متفاوت‌تر” از سری فیلم‌های نگهبانان کهکشان خواهد بود. گان ریبوت جوخه انتحار را نوشته و کارگردانی می‌کند که دیوید آیر (David Ayer) در سال ۲۰۱۶ ساخت و انتظار می‌رود، فیلم‌برداری آن امسال پاییز شروع شود. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

با اینکه فیم‌های قبلی مارول استودیوز، تِرَک‌های بیاد ماندنی مانند Back in Black در فیلم Iron Man (مرد آهنی) داشتند، نگهبانان کهکشان اولین فیلمی بود که ساندترک جوک‌باکس داشت. ساندترک‌های نگهبانان کهکشان، بخشی از فیلم‌ها هستند و در سری دوم این فیلم‌ها، طرفداران موسیقی فیلم را حدس می‌زدند. جالب است که باز این سوال از این کارگردان برای جوخه انتحار پرسیده شده است.

در حساب شخصی گان از او درباره موسیقی جالب فیلم جوخه انتحار پرسیده شد و او پاسخ داد: ممکن است.

او در پاسخ به سوالات دیگر، توضیح داد که برای فیلم آهنگ‌های زیادی گوش داده اما “صدها آهنگ هستند که می‌خواهم در فیلم بگنجانم اما نمی‌توانم.” گان از آلیس کوپر، گروه کویین، تی‌رکس، استیوی واندر بعنوان چند تن از خوانندگانی نام برد که آهنگ‌هایشان را نتوانسته در فیلم جا دهد. او درباره موزیک جوخه انتحار نیز گفت:

بهتر است ساندتراک جوخه انتحار با دو فیلم مارول متفاوت باشد، خصوصا اینکه ساندتراک‌های نگهبانان کهکشان، درباره ایده‌هایی هستند که برای پیتر کوئل توسط مادرش میکس شده‌اند و موزیکی را نشان می‌دهند که او وقتی بزرگ می‌شد، دوست داشت. به همین دلیل است که آهنگ‌های پاپ هر دو فیلم، آهنگ‌های دهه ۶۰ و ۷۰ هستند.

جوخه انتحار ساخته آیر که برادران وارنر سعی داشت از روی فرمول نگهبانان کهکشان، کپی کند، ساندتراک جوک‌باکس با چهار آهنگ سینگل داشت. ساندتراک اصلی‌ترین مولفه تبلیغات فیلم بود که جارد لتو (Jared Leto) موزیک ویدئویی برای Purple Lamborghini اسکریلکس و ریک راس در قالب شخصیت جوکر ساخت. این فیلم نمرات منفی گرفت و یکی از نقدهای مکرر به آن این بود که این آهنگ‌ها بدون فکر و هدف خاصی در فیلم گذاشته شده‌اند.

گان جز کارگردانی، استعداد خاصی در شبیه‌سازی ساندتراک‌های عالی دارد که آهنگ‌های شناخته شده را با برش عمیقی میکس می‌کند و صحنه‌هایی می‌سازد که با آهنگ‌ها هماهنگ هستند. آهنگ‌های Brandy از گلس و Father and Son از کت استیونز احساسی‌ترین آهنگ‌های سری دوم نگهبانان کهکشان بودند. امیدواریم جوخه انتحار نیز ساندتراک‌هایی متفاوت از نگهبانان کهکشان اما جذاب داشته باشد.

منبع: اسکرین‌رنت

دایان کیتون و جرمی آیرونز در Love, Weddings & Other Disasters نقش‌آفرینی خواهند کرد


بازیگران برنده‌ی اسکار، دایان کیتون (Diane Keaton) و جرمی آیرونز (Jeremy Irons) به فیلم رومانتیک-کمدی Love, Weddings & Other Disasters پیوستند. این فیلم توسط دنیس دوگان (Dennis Dugan) کارگردانی خواهد شد. در ادامه‌ی خبر با سینما فارس همراه باشید.

دوگان کارگردانی آثاری همچون بزرگ‌شده‌ها (Grown Ups)، پدرِ بزرگ (Big Daddy) و هپی گیلمور (Happy Gilmore) را در کارنامه‌ی خود دارد. گیتاریست گروه DNCE، جینجو لی (JinJoo Lee)، جسی مک‌کارتنی (Jesse McCartney) و ورونیکا فرس (Veronica Ferres) دیگر ستارگان این فیلم مستقل هستند که تولید آن از ماه دیگر در بوستون آغاز خواهد شد.

فیلمنامه‌ای که توسط دوگان برای این فیلم نوشته شده، درباره‌ی افرادی است که در عروسی‌ها کار می‌کنند تا روزی فوق‌العاده را برای زوجی عاشق (درحالی که رابطه‌شان عجیب و غریب، غیرعادی، دیوانه‌وار و بسیار دور از فوق‌العاده است) بسازند.

نادین د باروس (Nadine de Barros) از Fortitude به همراه مایک راکمیل (Mike Rachmill)، دن ریردن (Dan Reardon)، آدریان پولوتوفسکی (Adrian Politowski) و مارتین متز (Martin Metz) تهیه‌کنندگان این عنوان هستند و لیزا ولوفسکی (Lisa Wolofsky)، فرانک بوکس (Frank Buchs)، ال مونتینو (Al Munteanu) و سانتوش گوونداراجو (Santosh Govindaraju) تهیه‌کنندگی اجرایی آن را برعهده دارند.

منبع: Deadline

دیلن اوبریان به فیلم Infinite از پارامونت پیوست


ستاره‌ی فیلم Maze Runner دیلن اوبریان (Dylan O’Brien) به مارک ولبرگ (Mark Wahlberg) برای فیلم اکشن و هیجان‌انگیز Infinite پیوسته است. چیزی که ما شنیده‌ایم حاکی از آن است که او نقش کوچکی در فیلم دارد. برای آگاهی از جزئیات خبر در ادامه با سینمافارس همراه باشید.

او به سوفی کوکسن (Sophie Cookson) در این فیلم که آنتوان فوکوا (Antoine Fuqua) آن را کارگردانی می‌کند، پیوسته است. Infinite اقتباسی از رمان The Reincarnationist Papers از اریک میکرانز (Eric Maikranz) است که اوان مایکلز (Evan Michaels) را دنبال می‌کند، مردی که درگیر خاطرات دو زندگی گذشته‌اش است. او از رازهای جامعه‌ها در قرن‌های گذشته باخبر است، و زندگی‌اش در گذشته را کاملا به یاد دارد و به دنبال پیوستن به کسانی که تاریخ را تغییر و تحول داده‌اند است. مارک ولبرگ در ماه ژوئن جایگزین کریس اوانس (Chris Evans) برای نقش اصلی در فیلم شد.

Infinite «نامحدود» قرار است در تاریخ ۷ اوت سال ۲۰۲۰ اکران گردد. ورایتی اولین اخبار را مربوط به پیوستن دلین اوبریان به بازیگران منتشر کرده است.

منبع: Deadline

نقد و بررسی فیلم Godzilla: King of the Monsters | جدال تایتان‌ها


گودزیلا: پادشاه هیولاها، دنباله‌ای از یک سری تاریخی و قدیمی سینما می‌باشد. این سری از همان ابتدا طرفداران زیادی را به سمت و سوی خود کشاند و توانست نظر مثبت مردم را در طول سالیان سال و در پی هر نسخه، دریافت کند. گودزیلا: پادشاه هیولاها، فیلمی است پر زرق و برق از مبارزات تایتان‌ها و از سویی ضعیف و پر از اشکال در سوی فیلمنامه آن. هر چه بیشتر در آن جستجو کنید، به اشکالات بیشتری بر می‌خورید که تک تک آن‌ها همانند نفس‌های اتمی گودزیلا، ضربه مهلکی به فیلم زدند و عواقب ناخوشایندی را برای آن به ثمر آوردند. این دلایل باعث شدند فیلم از موفقیت خود در چند زمینه باز بماند و نتواند یک فیلم گودزیلایی تمام عیار باشد و طرفداران را بیش از پیش تشنه یک اثر بی عیب و نقص کند، اثری که طی چندین سال اخیر فقدان آن به شدت حس می‌شود و تقریبا تمامی فیلم‌های سال‌های اخیر گودزیلایی، اشکالات بزرگ و کوچکی داشتند و به هیچ عنوان یک فیلم تمام و کمال نبودند. با نقد گودزیلا: پادشاه هیولاها همراه ما باشید.

گودزیلا در فیلم گودزیلا: پادشاه هیولاها

منشا این سری از ژاپن می‌باشد و اولین بار در سال ۱۹۵۴ در یک فیلم سیاه و سفید دقیقا به اسم گودزیلا، اکران شد. این سری از آن سال به بعد، طرفداران زیادی به خصوص در ژاپن پیدا کرد. تاکنون فیلم‌ها و انیمیشن‌های زیادی با محوریت گودزیلا ساخته شده‌اند و بعضی‌ از این آثار، سعی در تکمیل داستان‌های ماجراجویی گودزیلا و معرفی کایجو‌های (کایجو لغتی ژاپنی است که بیشتر در معنی موجودات عجیب و غریب می‌باشد و به نوعی همان هیولا نامیده می‌شوند) دنیای گودزیلایی و قدرت‌نمایی‌ها و خرابکاری‌های آن بودند. تعدادی دیگر نیز با تقلید از آثار نامبرده، روایت مخصوص به خودشان را در این اتمسفر دنبال می‌کردند و با به کارگیری از کایجوهای شناخته شده و روایت‌های تکراری، در این زمینه نبوغی نداشتند. فیلم گودزیلا: پادشاه هیولاها دقیقا جزو دسته دوم این فیلم‌ها می‌باشد. فیلمی که سه کایجو بزرگ این سری را در داستان خود روایت می‌کند و به آن‌ها می‌پردازد. تایتان‌های (در این فیلم به جای کایجو از لغت تایتان برای این هیولاها استفاده شده است) فیلم برای رغبت بیشتر طرفداران به این اثر، به خوبی انتخاب شدند و گروهی از هیولاهای تاریخی و رقیب‌های جدی گودزیلا هستند. این سه هیولا عبارتند از کینگ گیدورای سه سر (اهریمنی و قوی‌ترین و بزرگترین دشمن گودزیلا) و ماترا و رودان. در تریلر فیلم هم شاهد مبارزات جذاب این تایتان‌های فضایی و زمینی با هم بودیم و جذب آن شده بودیم ولی آیا توانست انتظارات ما را بر آورده کند؟

نفس اتمی آبی رنگ گودزیلا که در کنار نفس صاعقه‌ای مانند گیدورا، جلوه زیبایی را به فیلم داده است

خب جواب من به دو بخش تقسیم می‌شود. اول بگذارید تمام موارد فیلم را بگویم و سپس جواب نهایی را به این سوال کلی بدهم.

گودزیلا دقیقا همان چیزی که از اسمش معلوم است، روایت یک سری مبارزات عظیم و رویایی و پر از خشونت و بی‌رحمی میان تایتان‌ها و رقابت دیرینه تایتان‌های خوب و بد که ضرر کننده اصلی در این مبارزات، انسان‌ها و سرزمین آن‌ها است و یا این تایتان رادیواکتیوی (گودزیلا) علیه انسان‌ها می‌شود و خانه و کاشانه آن‌ها را به خاک و خون می‌کشد. در هر صورت این خطری است که زندگی انسان‌ها را تهدید می‌کند و باعث انقراض همیشگی آن‌ها‌ می‌شود. اکنون امکان دارد همان گودزیلا آنتاگونیست بیقواره داستان ما باشد و یا ناجی بشر که در نقش یک تایتان (در این فیلم، گودزیلا نقش تایتان دوست و مهربان را دنبال می‌کند و قصدش کمک به انسان‌ها است) در سمت و سوی جبهه انسان‌ها برمی‌خیزد و با مشارکت با انسان‌ها، دشمنان را از پا در می‌آورند. دشمنانی که یکی از یکی سر سخت‌تر و قوی‌تر هستند و در نتیجه مبارزه با آن‌ها، چالش‌های خودش را دارد و در این مسیر، فداکاری‌ها و ایثارگری‌‌هایی را در پی دارد و سرانجام پس از چند سری مبارزات نفسگیر و تنگاتنگ و دشوار، جبهه خوبی به موفقیت می‌رسند. موفقیتی که صد در صد به نفع هیچ کدام از گروه‌ها نیست ولی تنها موفقیت پررنگ آن، دوام حیات انسان‌ها در کنار تایتان‌هایی که در این مسیر پر چالش کمک حالشان بودند، است. کمکی که اگر نبود، انسان‌هایی نبودند و زین پس این سرزمین جولان گاه تایتان‌های بی شاخ و دمی همانند تایتان‌های اهریمنی و فضایی می‌شد.

گودزیلا پادشاه هیولاها دقیقا روایت مبارزات گودزیلا در جبهه انسان‌ها و جنگیدن آن برای بقا موجوداتی هست که قصد جا‌ن‌اش را کرده بودند. تا این لحظه مشکلی در روایت وجود ندارد ولی بگذارید از انسان‌ها بگویم. با یک جمله بیان کنم، به شدت ضعیف و با بار احساسی به شدت کم و مصنوعی. این داستان به ظاهر احساسی، در پس زمینه فیلم جایگاه بسیار پایینی دارد و حکم یک روایت ناقص و درهم برهم و بدون هدف را ایفا ‌می‌کند. سازندگان این اثر با روایت یک داستان احساسی سعی در جلوه دادن هر چه بیشتر بعد انسانی آن شدند ولی دریغ که نه تنها تاثیر گذار نبود بلکه اذیت کننده نیز بوده و بیننده قطعا در لحظاتی که روایت در این خط دنبال می‌شود، لحظات خسته کننده‌ای را طی می‌کند و بیشتر به دنبال دیدن گودزیلا و مبارزات او با دیگر تایتان‌ها است. کارگردان، کلید موفقیت خود را بازی کردن با احساسات مردم می‌دانست و قصد در به وجود آوردن یک چالش احساسی و عاطفی داشت که قطع به یقین، ناکام ماند و نتوانست به هدف خود برسد. این فیلم از بازیگران تقریبا به نامی هم بهره می‌برد و تیم بازیگری، فدای فیلمنامه ضعیف این اثر می‌شوند و در نتیجه عملکرد مثبتی از آن‌ها نمی‌بینیم. کارکترهای فیلم اصلا نمی‌دانند برای چه هدفی در حال هنرنمایی هستند. تعدادی‌شان کاملا بیهوده و بی دلیل در روند داستان، زمان فیلم را تلف می‌کنند و تعدادی دیگر به صورت تک لایه، یک هدف دارند و تمام. به بیانی دیگر، شخصیت پردازی همه‌ی کارکتر‌های اصلی و فرعی به شدت می‌لنگد و ما معرفی دقیق و کاملی از آن‌ها نداریم.

ابهت نمایش داده شده از پادشاه گیدورا که به نوعی جلوه‌ی دیگری از اهریمن می‌باشد

داستان فیلم از سال ۲۰۱۴ و ارجاع آن به حمله یک تایتان به سن فرانسیسکو شروع می‌شود. آن تایتان همان گودزیلا می‌باشد. گودزیلایی که همانند اهریمنی بی‌رحم، همه چیز را به خاک و خون می‌کشد و لحظات تلخی را برای انسان‌ها رقم می‌زند. ولی تمرکز فیلم بر روی خانواده چهار نفره‌ای می‌باشد که در این جهنم گیر افتاده‌اند. این خانواده با توجه فیلمنامه فیلم، باید بار احساسی فیلم را به دوش بکشند که نه تنها موفق نبودند بلکه موجب تضعیف فیلم در این بخش شدند. فرزند اول آن‌ها در پی حمله گودزیلا به شهرشان، می‌میرد و برای والدین آن، چه مصیبتی چیزی سخت‌تر و بزرگتر از آن، ولی ما هیچ نشانه‌ای از پرداختن به این موضوع در فیلم نمی‌بینیم و در حین شلوغ کاری‌ها و دقیقا در زمانی که فیلمنامه تمرکز بر هدف دیگری دارد، نمایان می‌شوند که به طرز ناملموسی به بیننده تزریق و در پی آن ناامیدی را به ارمغان می‌آورد. بعد از حمله گودزیلا، سازمانی سری به اسم مونارک وظیفه کنترل و نگهداری از تایتان‌های دیگری که بعد از گودزیلا پدیدار شدن را دارد. در سوی دیگر ماجرا دولت است که خواهان نابودی تایتان ها می‌باشد و کشمکشی در بین آن‌ها وجود دارد. کارکتر‌های فیلم چه اصلی و چه فرعی، به شدت ساده و بدون زوایای انسانی هستند و انسانی‌ترین آنها، همان گودزیلایی است که برای کمک انسان‌ها به نوعی داوطلب می‌شود و فیلم، بویی از شخصیت پردازی نبرده است. تمرکز بیش از حد بر روی یکی از شاخه‌های داستانی و عدم پردازش صحیح و متعادل به سرتاسر فیلمنامه، این ضعف‌های ریز و درشت را پدید می‌آورد. فیلم از بازیگران معروفی هم بهره میبرد که در جایگاه خود، نتوانستند خودی نشان دهند. میلی بابی برون ( اِلون دوست داشتنی سریال چیزهای عجیب “Stranger Things”) در نقش مدیسون و ورا فارمیگا (که اغلب ما به خاطر بازی در سری فیلم‌های ترسناک کانجورینگ او را می‌شناسیم) در نقش اِما راسل و کایل چندلر در نقش همسرش به اسم مارک راسل و چارلز دنس در نقش الن جونا و آنتاگونیست نسبی انسانی ما.

میلی بابی برون در نقش مدیسون دقیقا همان الون در سریال چیزهای عجیب است، نه بیشتر نه کمتر. لحظات احساسی را تا حدودی به دوش می‌کشد و به خاطر مشکل فیلمنامه‌ای که در فیلم موج می‌زند، در ذهن مخاطب نمی‌نشیند و گذرا طی می‌شود. فریادهای میلی و عصبانیت‌ها و تندخویی‌های او بسیار به نقش سریالی او نزدیک است و تقریبا به خاطر اتمسفر پر از دود و ابهام و یک هیولا بی شاخ و دم (در بیشتر مواقع که گودزیلا نمایش داده نمی‌شد، حس همان مایند فلایر را به بیننده القا می‌کرد) و نابودی انسان‌ها و به نوعی حالتی مشابه آن که در سریال چیزهای عجیب بود، این شباهت‌ها را بیشتر دامن می‌زد و بیش از پیش ما را به یاد آن می‌انداخت.

میلی بابی براون که ما از سریال چیزهای عجیب به خوبی او را می‌شناسیم و در این فیلم نیز تا حدودی توانست همانند سریال، هنرنمایی خوبی از خود، به نمایش بگذارد

ورا فارمیگا نیز بازی نسبتا خنثی‌ای از خود به نمایش گذاشت و تقریبا تاثیر گذاری آن به شدت در لحظات احساسی فیلم کمرنگ و غیر قابل درک بود و ما درک درستی از یک مادری که فرزندی از دست داده و در غم آن، از درون تهی و پوچ شده است را پیدا نمی‌کنیم.

افتضاح اساسی در بین کارکتر‌های دیگر رقم می‌خورد. تعدادی از کارکتر‌هایی که به عنوان شخصیت‌های فرعی، در نقش اعضای سازمان سری مونارک بازی می‌کنند از بزرگترین کم و کاستی‌ها هستند. تعدادی از شخصیت‌ها فقط به یک هدف در جریان فیلمنامه هستند. بله درست خواندید فقط برای یک هدف. آن هم یک هدف جزیی و که وجود و عدم وجود آن به هیچ وجه جایز نیست. مثلا کارکتری به اسم دکتر چن، که هدف این کارکتر معرفی تایتان‌ها به بیننده‌ها است! خرج کردن یک بازیگر و یک کارکتر برای همچین هدفی نه تنها نامعقول و دور از ذهن می‌باشد، بلکه حتی توهین به شعور مخاطب است و این تنها نمونه در فیلم نمی‌باشد و تقریبا اغلب شخصیت‌های آن به همین منوال طرح ریزی شده‌اند. شخصیت‌های دیگری هم هستند که هدف تک بعدی خود را انجام می‌دهند و هم خود را از جان شخصیت تک بعدی خود، راحت می‌کنند و هم ما را. نمونه آن دکتر سریزاوا که به نوعی زامبی هیولای رادیواکتیوی (گودزیلا) است. شدت علاقه بی حد و اندازه او نسبت به این هیولا هم از جنبه‌هایی از این فیلم می‌باشد که همانند چندین و چند سوال دیگر، بدون جواب باقی می‌ماند و در آخر نیز با فداکاری و ایثارگری که در حق هیولای دوست داشتنی‌اش انجام میدهد، به خواسته‌اش میرسد. اگر بخواهم از آنتاگونیست انسانی داستان صحبت کنم باید سراغ اِما راسل و الن جونا بروم و شدت این آنتاگونیست ها کمرنگ و کمرنگ و کمرنگ. درست است که فیلم گودزیلایی می‌باشد و بزرگترین آنتاگونیست آن هم باید یک تایتان اهریمنی و بی اعصاب باشد، ولی غافل شدن از داستان انسانی‌ای که در پسِ آن روایت می‌شود، یک غفلت بزرگ است. با پر رنگ شدن این جنبه، هیجان و شور مضاعفی به فیلم وارد می‌شد و قطعا جذابیت دو چندانی را به اثر القا می‌کرد ولی دریغ از آن که وضعیت فیلمنامه در روایت داستان‌های انسانی آن در مسیر ناگواری قدم گذاشته است و جبران ناپذیر است.

طراحی به شدت زیبا از پادشاه گیدورا که به دنبال نابودی انسان‌ها می‌باشد و تثبیت پادشاهی خود است

یک نکته مهم را نباید از یاد ببریم، رسالت اصلی این فیلم در زمینه هیولایی و تایتان محوری است. زمینه‌ای که قطعا بهتر از جنبه‌ی انسانی‌اش است و مقایسه کردن آن‌ها، مورد اشتباهی است. اول به سراغ گودزیلای دوست داشتی و در عین حال نفرت انگیز می‌رویم. گودزیلا یک مارمولک رادیواکتیوی می‌باشد که نفس اتمی مانندی دارد. در فیلم، ابتدا ویرانگر معرفی می‌شود و سپس به ناجی انسان‌های تغییر موضع می‌دهد و دلیل آن هم برخواستن بزرگترین رقیب و دشمن ابدی او، پادشاه گیدورای اهریمنی می‌باشد. پادشاه گیدورا همان آنتاگونیست خفن و بد قواره‌ای است که فیلم به آن، نیاز مبرم دارد. طراحی گیدورا بسیار عالی و خوب انجام شده است و به خوبی توانستند ابهت و بزرگی آن را به نمایش بگذارند. گیدورا موجود اهریمنی است که پیدایش آن از فضا می‌باشد. این هیولا می‌تواند خود را به شکل ددپول مانندی درمان کند و نامیرا است. طبق سیاست اِما راسل، که در پی آزاد سازی تک تک تایتان‌ها بود، تایتان‌های مختلفی از منطقه‌های حفاظت شده مونارک پدیدار شدند و آزاد شدن کینگ گیدورا و رودان نیز که در جبهه بد ماجرا قرار دارند کلیک می‌خورد. ایده راسل هم همزیستی و برگرداندن حیات دوباره به زندگی انسان‌ها و ساختن از نو کره خاکی است. این داستان فقط یک منجی کم دارد، یک ناجی که هم آن‌ قدر قدرتمند باشد که بتواند با دشمنان اهریمنی و بی اعصاب خود مقابله کند و تا حدودی هم کنترل شده و مهربان که لقب پادشاه هیولاها را نصیب خود کند. گودزیلا پروتاگونیست فداکار و ایثارگر ما است که طبق دیالوگ دکتر سریزاوا، هم برای انسان‌ها می‌جنگد و هم برای آنها می‌میرد. مبارزات تایتان‌ها، پر زرق و برق و پر برخورد و با جلوه‌های قابل قبولی است و حتی طراحی گودزیلا و گیدورا، از نقاط قوت فیلم می‌باشد. گرچه بیننده در حال دیدن مبارزات تایتانی و شلوغ و پلوغ است، ولی فقط مبارزه است. باید بهتر بازگو کنم، این مبارزات، از یک نوع نقصی پیروی می‌کنند که در تمام فیلم‌های امروزی هالیوود و بلاک باستری، شاهد آن هستیم. آن نقص، عدم خلاقیت و آفرینش سکانس‌هایی بدون فراز و فرودهای فک برانداز و دلهره آور است که باعث بالا رفتن هیجان بیننده در هنگام دیدن و برجسته کردن فیلم برای مخاطب می‌شود. بیننده با رغبت بیشتری از بار اول به دیدن این مبارزات می‌پردازد به گونه‌ای که اولین بار است که برای دیدن آن‌ها وقت می‌گذارد. تک تک سکانس‌های اکشن ماهیت جداگانه برای خود رقم می‌زنند و سرگرم کنندگی خود را پس از بارها دیدن نیز از دست نمی‌دهند. با مثال به سراغ این موارد می‌روم و از هر دو مورد گفته شده، فیلمی می‌گویم.

مبارزات دیوانه وار سری فیلم‌های تبدیل شوندگان و نسخه‌های جدید سری فیلم‌های سریع و خشن و سری جدید پارک ژوراسیک را دیده‌اید؟ مبارزاتی که پوچی و بی‌هدفی از درون آن‌ها همانند آتش فشانی که در حین فوران است، زبانه می‌کشد و به همه چیز صدمه می‌زند و عزم خود را جزم می‌کند تا کالبد بدون روح اثر را شکنجه دهد. مبارزاتی که با کمبود خلاقیت و ایده همراه هستند و فیلم‌ها را بیش از پیش خسته کننده‌تر می‌کنند برای مثال بگذارید سراغ فیلم تبدیل شوندگان بروم. مبارزه پر سر و صدا و خفنی که بین ربات‌هایی با جزییات به شدت بالا صورت می‌گیرد، که به شدت دید بیننده را خیره به جذابیت‌ها و جدال بین ربات‌ها می‌کند ولی کارگردان سعی نکرده است که با المان های کوچک و بزرگ، چاشنی فیلم را بالا ببرد. دوباره همان روند همیشگی تبدیل شوندگان را طی می‌کند و وقتی که تمام می‌شوند، از خود سوال می‌پرسیم که هدف از آن مبارزات چه بود؟ با وجود تمام جلوه‌های ویژه پررنگ و چشم نواز، باز هم مخاطب راضی نمی‌شود. برای مثال دیگر می‌توانم به سری فیلم‌های اخیر سریع و خشن بپردازم. رانندگی‌های به ظاهر دلهره‌آور، ترکاندن بدون وقفه ماشین‌ها و مبارزات بی منطق و خطرناک و هیجان انگیز که باز هم برچسب همیشگی بر آن زده می‌شود، همه آن‌ها پوچ و بدون خلاقیت به مخاطب ارائه می‌شوند. فقدان هدف، موجب آزار بیننده می‌شود و در نتیجه عدم رضایت را در پی دارد. برای آن سوی این مبحث هم می‌توانم به فیلم شاهکاری در این ژانر رجوع کنم. مکس دیوانه: جاده خشم. یه کلاس تمام عیار برای ژانر اکشن و غیر منتظره بودن و در عین حال دارا بودن جذابیت ناتمام آن بعد از هر بار دیدن. هر بار دیدن آن، جذابیت دو چندانی نصیب‌تان می‌کند.

رودان که تایتان دیگری از دنیای گودزیلا است و بار اول حضور او، در اولین نسخه سری گودزیلا در سال ۱۹۵۶ بود که به طرفداران نشان داده شد

جدا از نکات گفته شده، گودزیلا: پادشاه هیولاها، دارای سه نبرد عظیم است و هر کدام از آن‌ها هم بین گودزیلا و گیدورا رخ می‌دهد. با شکست های پشت سرهم از سوی گودزیلا مواجه می‌شویم و ناسلامتی دشمن او، قوی‌ترین دشمن تاریخ گودزیلا است و فیلم تا حد کافی توانسته است عظمت پادشاه گیدورای فضایی را به تصویر بکشد و مخاطب با دیدن آن یک موج منفی را دریافت کند. پادشاه گیدورا همانند دیگر آنتاگونیست‌های فیلم‌های مشابه، سر سخت و خون آشام و طالب قدرت است. رودان تایتان دیگری است که نقش ارتش گیدورا را در انتهای فیلم، برای او بازی می‌کند. ترکیب دو تا از مرگبارترین تایتان‌های داستان گودزیلا، مبارزات فیلم را تا حدودی با توجه به نقاط ضعف گفته شده، قابل تحمل‌تر کرد و علاوه بر آنها، مبارزات نفس اتمی‌های داستان ما (گودزیلا با نفس اتمی آبی رنگ و پادشاه گیدورا با نفس اتمی صاعقه‌ای و سرخ)، مبارزات را بیش از پیش رنگین‌تر کرد و در تاریکی شب جلوه خاصی به فیلم داده است.

در پایان نیز بعد از کشتن پادشاه گیدورا توسط گودزیلا، به نوعی پادشاه دیگر تایتان‌ها می‌شود و داستان به طور کامل باز گذاشته می‌شود تا بتوان ادامه داستان آن را به هر نحوی ادامه داد. در آخر نیز بعد از تیتراژ فیلم، دو بار دیگر با تکه‌هایی از فیلم و سرنخ‌هایی که برای آینده می‌دهد، می‌رسیم. همانطور هم که پیشتر فیلم Godzilla vs” Kong” برای سال ۲۰۲۰ تایید شده بود، ما نیز نشانه‌هایی از کونگ و ربط دادن آن به گودزیلا و داستان‌های دنباله دار آن می‌بینیم و به نوعی فیلم جرئت حذف کردن پادشاه گیدورا را نداشت و سرانجام با سر بی جان او که توسط الن جونا (چارلز دنس) خریداری می‌شود، مواجه هستیم و نوید این را می‌دهد که در نسخه‌های آینده قرار است شاهد یک نسخه شیطانی‌تر و غیر قابل کنترل‌تر از پادشاه گیدورای دوست داشتنی باشیم!

نبرد بین دو دشمن و رقیب دیرینه تایتانی، پادشاه گیدورا و پادشاه هیولاها، گودزیلا در پس زمینه‌ای از دود و باران و ابهام که در آخرین و بزرگترین نبرد خود علیه یکدیگر هستند

خب در آخر نیز به جواب سوال کلی خود میپردازم. گودزیلا: پادشاه هیولاها به هیچ عنوان فیلم کاملی نمی‌باشد و فقط برای کسانی که مشتاقانه خواستار دیدن مبارزات بدون چالش بین تایتان‌ها و فقط لذت بردن یکباره از مبارزات هستند پیشنهاد می‌شود. البته عاشقان این سری که دنباله فیلم‌های گودزیلا را همیشه می‌بینند نیز، پیشنهاد می‌گردد. اگر به دنبال یک فیلم علمی تخیلی بی حد و مرزی هستید و دوست دارید ذهنتان را بشکافد و حیرت شما را برانگیزد، این اثر قطعا نمی‌تواند شما را راضی کند.

وینس وگن و کاترین نیوتون بازیگران تریلر کریس لندن شدند


وینس وگن (Vince Vaughn) و کاترین نیوتون (Kathryn Newton) به فیلم هیجان انگیزی که هنوز عنوانی ندارد پیوسته‌اند. این فیلم توسط کریس لندن (Chris Landon) نویسندگی و کارگردانی شده است. از فیلم‌های کریس لندن می‌توان به Disturbia، چهار دنباله از فیلم four Paranormal Activity و فیلم the Happy Death Day اشاره کرد. جیسون بلوم (Jason Blum) به تهیه‌کنندگی فیلم می‌پردازد. برای آگاهی از جزئیات خبر در ادامه با سینمافارس همراه باشید.

کریس لندن فیلم‌نامه را به همراه مایکل کندی (Michael Kennedy) نوشته است. داستان از این قرار است که بعد از جابه‌جایی جسد مردگان توسط یک قاتل روانی، یک دختر نوجوان دبیرستانی متوجه می‌شود که تنها ۲۴ ساعت فرصت دارد تا این تغییرات را به حالت قبل بازگرداند.

منبع: Deadline

هفته سی و هفتم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۷ حاملگی


پا گذاشتن به هفته سی و هفتم بارداری را به شما تبریک می گوییم. این یک موفقیت بزرگ بعد از سپری کردن روزهای طولانی است. گذراندن هر روز این هفته شما را به روز ملاقات با نوزاد نزدیک تر می کند. اکنون کودک شما کاملا آماده است تا پا به این جهان بگذارد. در این هفته معمولا خانم ها آمار بسیار دقیقی از هفته ها دارند و می دانند که دقیقا در چه ماهی از بارداری به سر می برند. اکنون ما اینجا هستیم که به شما بگوییم که شما در هفته دوم ماه نهم بارداری هستید. در این هفته موارد زیادی برای شما اتفاق می افتد که تمام آنها نشان می دهد که زایمان در چنین روزهایی اتفاق می افتد. بیایید که اطلاعاتی را در این مورد مرور کنیم.

هفته ۳۷ بارداری

نوزاد در هفته سی و هفتم بارداری چه اندازه ای دارد؟

قد نوزاد در این دوران به طور میانگین برابر با ۴۸.۵ سانتی متر است و وزن او حدود ۲.۸ کیلوگرم می باشد که ممکن است کمی کم و زیاد شود. نوزاد شما در این دوران تقریبا به اندازه یک دسته کاهو می باشد.

رشد جنین در هفته سی و هفتم بارداری

حال می خواهیم ببینیم که وضعیت کودک در هفته سی و هفتم بارداری چگونه است ؟

  1. سر نوزاد چه زمانی برمی گردد؟ معمولا این اتفاق بعد از هفته ۲۶ به بعد می افتد.
  2. اگر در هفته ۳۷ حس کردید که کودک برگشته است، باید به پزشک خود اطلاع دهید.
  3. شاید از اینکه باید برگشتن نوزاد را به پزشک اطلاع دهید، متعجب شده باشید.
  4. این موضوع را می توان با سونوگرافی متوجه شد.
  5. سونوگرافی به شما اجازه می دهد که پوزیشن کودک را در این دوران بفهمید.
  6. در این دوران کودک به اندازه کافی بزرگ شده است .
  7. بنابراین او حالا مکان کافی برای حرکت و ضربه زدن را ندارد.
  8. در این دوران حرکات کششی، چرخشی، خم شدن و برگشتن در او کاهش پیدا می کند.
  9. رحم شما همچنان به کش آمدن خود ادامه می دهد و نازک تر می شود.
  10. هم اکنون نوزاد قادر است که در مایع جنینی دم و بازدم را انجام دهد.
  11. رشد مغز و ریه کودک در این دوران هنوز متوقف نشده است .
  12. اما اگر کودک در این هفته متولد شود، با مشکلی روبرو نخواهد بود.

هفته سی و هفتم بارداری (۱)

بدن شما در هفته سی و هفتم بارداری

آیا کودک به سمت پایین آمده است؟ زمانی که در ماه نهم پا می گذارید، احتمالا سوالات زیادی برای شما پیش بیاید. سر کودک در این دوران به ناحیه تناسلی شما فشار وارد می کند. این اتفاق به این معناست که شما در شرف بارداری هستید. شکم شما در این دوران کاملا پایین می آید. با این اتفاق و پایین آمدن شکم، فشار از روی ریه های شما کاسته می شود. فشار وارد شده به مقعد باعث می شود که احساس کنید که دستشویی دارید. همچنینی ممکن است دردها و گرفتگی های دیگری در این دوران برای شما به وجود بیاید. در این زمان، می توانید با استفاده از کرم های مخصوص از ترک های پوستی بکاهید، زیرا در سه هفته آینده شاهد ترک های پوستی بیشتری خواهید ود که در نتیجه اضافه وزن بیش از حد می باشد.

علائم هفته سی و هفتم بارداری

در این دوران ممکن است که احساسات مختلفی را تجربه کنید. شاید این احساسات با ترس زیادی همراه باشد. در قسمت پایین به علائمی اشاره کرده ایم که به احتمال زیاد در این هفته تجربه خواهید کرد.

در این مراحل، ورم کردن می تواند نشانه طبیعی باشد. شاید در این هفته متوجه شوید که بینی شما از همیشه بزرگ تر شده است.

حالت تهوع یکی از نشانه های رایج در این دوران می باشد که در سه ماهه اول نیز اتفاق می افتد. اما در اواخر بارداری ممکن است شدت بگیرد. اگر استفراغ داشته اید، حتما این موضوع را به دکتر اطلاع دهید تا مطمئن شوید که دچار کم آبی نشده اید.

نوزاد به سرعت رشد می کند که به همین علت به سیستم گوارشی شما فشار وارد می کند که باعث سوزش قلب در فرد می شود.

  • مشکل در خوابیدن.

بسیاری از خانم ها در این دوران با خوابیدن به مشکل برمی خورند. در این دوران قسمت پایین کمر، رحم دچار درد و گرفتگی می شود و همین ناراحتی های جسمی باعث بیدار نگه داشتن فرد می شود. برای راحتی بیشتر باید میزان کافئین مصرفی را کاهش دهید، صبح ها بیشتر آب بنوشید و عصرها کمر، ورزش های سبک در طول روز انجام دهید و یک بالش راحت در کنار خود بگذارید تا بتوانید راحت تر بخوابید.

انقباضات براکستون هیکس نشاندهنده این است که بدن شما خود را برای زایمان آماده می کند. این انقباضات می تواند در نتیجه کش آمدن دهانه رحم باشد.

شکم شما در این دوران تنگ می شود و می گیرد، اما بعد از یک الی دو دقیقه خود بخود با تغییر دادن پوزیشن به حالت اولیه خود بر می گردد.

قطره های خونی در این دوران و مخصوصا بعد از رابطه جنسی به وجود می آید که در مراحل آخر بارداری کاملا طبیعی است. این لکه بینی ها اگر بیش از چند قطره باشد، باید آنها را به پزشک اطلاع داد.

ترشحات واژنی شما در این دوران زیاد می شود، تا جاییکه گاهی اوقات نیاز به استفاده از نوار بهداشتی پیدا می کنید.

  • ترک های پوستی.

در روزهای آخر بارداری فشار زیادی به پوست شکم وارد می شود که می توانید از کرم های مرغوب و مخصوص این مورد استفاده کنید.

فشار زیادی در این دوران روی شکم شما وارد شده است. سعی کنید طوری رفتار کنید و فعالیت داشته باشید که این میزان فشار به حداقل برسد.

جدا از تمام علائم جسمی بالا، تغییرات عاطفی نیز در شما به وجود خواهد آمد. هیجان، ترس، خشم و نگرانی را در این دوران به احتمال زیادی تجربه خواهید کرد. همچنین ممکن است که یکسره تمایل به تمیزکاری و شستشو داشته باشید. به این فکر کنید که چند قدم تا مادر شدن مانده، آیا نباید از این زمان های زیبا لذت ببرید؟

هفته سی و هفتم بارداری

سونوگرافی در هفته سی و هفتم بارداری: آیا به سونوگرافی نیازی دارید؟

برنامه آزمایش سونوگرافی شما باید بر اساس منطقه زندگی شما، چگونگی پیشرفت بارداری، و نظر دکتر شما انجام شده باشد. بیشتر خانم ها در این مرحله از بارداری استفاده از سونوگرافی را خواهند داشت. اگر حس می کنید که مشکلی در کار است، یا مثلا اینکه نوزاد کمتر از حد طبیعی تکان می خورد، باید به دکتر اطلاع دهید و با سنوگرافی نسبت به سلامت نوزاد اطمینان حاصل کنید. سونوگرافی در هفته سی و هفتم بارداری به شما کمک می کند که تصمیم بگیرید که چه اقداماتی را باید انجام دهید و از استرس خلاصی یابید.

رژیم و سبک زندیگ در هفته سی و هفتم بارداری

حرکات ورزشی سبک انجام دهید :

در این دوران ورزش کردن سبک به شما پیشنهاد می شود که شاید از آن تعجب کنید. سعی کنید که این کار را همراه با همسر یا دوست صمیمی خود انجام دهید. مثلا می توانید حرکات کششی سبک و یا حتی یوگای مخصوص به دوران بارداری را انجام دهید.

آب کافی بنوشید : 

فراموش نکنید که در دوران بارداری باید به مقدار کافی آب بنوشید. این نکته یکی از مهم ترین موراد برای سالم و شاداب بودن نوزاد داخل شکم شماست. صبح ها و عصرها آب کافی بنوشید. اما مقدار نوشیدن آب در عصرها را کمرت کنید تا نصفه شب مجبور به استفاده مکرر از دستشویی نباشید.

رژیم غذایی سالمی انتخاب کنید: 

از غذاهای مخصوص به این دوران استفاده کنید. از گوشت های خام، تخم مرغ خام، غذاهای دریایی، ماهی دودی یا گوشت دودی و یا پنیر خودداری کنید. به محض به دنیا آمدن نوزاد می توانید از غذاهایی مثل سوشی، پاستا، و سالمون دودی استفاده کنید.

استفاده از مواد مغذی در دوران بارداری بسیار کمک کننده است و در هفته های آخر بارداری بسیار کاربردی می باشد:

  • از مواد مغذی استفاده کنید و مصرف کربوهیدرات های ساده را کاهش دهید.
  • حتما از مصرف کلسیم به میزان کافی اطمینان حاصل کنید تا نوزاد شما سیستم عصبی و استخوان های سالمی دلشته باشد.
  • ویتامین ها و مکمل های لازم مخصوص به این دوران را مصرف کنید.
  • روی گوشت ها و ماهی ها و مواد غذایی پروتئین دار تمرکز کنید.
  • روزانه باید ۲۷ میلی گرم مصرف آهن داشته باشید.
  • وعده های غذایی خود را بیشتر اما مقدار آن را کمتر کنید، به جای اینکه میزان آن را افزایش دهید.

هفته سی و هفتم بارداری (۲)

رابطه جنسی در هفته سی و هفتم بارداری

رابطه جنسی در این دوران کاملا امکن و بی خطر است. مگر اینکه پزشک شما را از این کار منع کرده باشد. می توانید از پارتنر خود بخواهید که در صورت سخی این کار را انجام ندهید. برای راحتی بیشتر می توانید پوزیشن های متفاوت را امتحان کنید تا راحت ترین آن را پیدا کنید. مثلا پوزیشن قاشقی که همان به پهلو خوابیدن خانم است، می تواند کمک کننده باشد. پوزیشنی که اصلا آن را پیشنهاد نمی کنیم، به کمر خوابیدن خانم است.ممکن است که بعد از ارگاسم، انقباضات و گرفتگی را احساس کنید. این اتفاق کاملا طبیعی است و جای نگرانی در مورد آن وجود ندارد. این گرفتگی ها در عرض چند دقیقه برطرف خواهند شد.

یکی دیگر از چیزهایی که بعد از هفته سی و هفتم بارداری تجربه خواهید کرد، لکه بینی می باشد. اکنون جریان خون در رحم شما افزایش پیدا کرده است که بخشی از آن خارج می شود. خون کم در این دوران نگران کننده نخواهد بود.

چک لیست در هفته ۳۷ بارداری

آیا نگران و مردد هستید؟ در این هفته باید از لحاظ ذهنی و جسمی آمادگی کامل را داشته باشید. در این قسمت به مواردی اشاره کرده ایم که در این هفته باید به بررسی آنها بپردازید.

روز اول در هفته سی و هفتم بارداری

  • در این هفته از خودتان عکس بگیرید.
  • با این عکس ها متوجه می شوید که شکم شما تا چه حد بزرگ شده است.
  • شکم خود را در این دوران اندازه بگیرید و سایز آن را روی کاغذ یادداشت کنید.

روز دوم هفته سی و هفتم بارداری

  • اکنون ساک شما باید آماده شده باشد.
  • می توانید امروز را به بررسی لوازم درون ساک بپردازید .
  • مطمئن شوید که همه چیز درون آن آماده است.
  • اگر چیزی کم بود، می توانید آن را خریداری کنید.

روز سوم هفته سی و هفتم بارداری

  • امروز باید با پزشک خود ملاقات داشته باشید.
  • قبل از دیدن دکتر،یکجای آرام بنشینید و تمام سوالاتی را که در این مدت برایتان پیش آمده است را روی کاغذ یادداشت کنید.
  • این سوالات می تواند مربوط به چند هفته بعد از بازرداری، زایمان و مراقبت های بعد از آن باشد.

روز چهارم در هفته سی و هفتم بارداری

  • در مورد علائم کودک در این دورا مطالعه کنید و نشانه های حرکتی او را بررسی کنید.
  • از همسر خود بخواهید که در این مورد تحقیق کند.
  • با این کار می توانید در اتاق زایمان، پوزیشن هایی را بگیرید که در آن احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

روز پنج هفته سی و هفتم بارداری

  • کمی در مورد زایمان و افسردگی بعد از آن مطالعه کنید.
  • مهم است که بدانید ۱۵ درصد از خانم ها بعد از زایمان دچار افسردگی می شوند.
  • پس بهتر است که نشانه ها را در این مورد مطالعه کنید.

روز ششم در هفته سی و هفتم بارداری

  • امروز می توانید ماساژ مخصوص قبل از زایمان را انجام دهید.
  • شاید انجام آن راحت نباشد اما باعث می شود که از مشکلات زیادی بعد از تولد نوزاد رهایی پیدا کنید .
  • باید ناحیه بین آلت تناسلی و مقعد را ماساژ دهید .
  • این باعث میشود تا سوزش، درد و کشیدگی در این قسمت کاهش پیدا کند.
  • مطمئن شوید که دستان شما می تواند ماساژ را به خوبی انجام دهد.
  • با دو انگشت قسمت نام برده شده را ماساژهایی به سمت بالا و پایین دهید.
  • پوست شما در این حالت کشیده خواهد شد.
  • اگر خودتان توانایی انجام این کار را ندارید، از همسرتان بخواهید که این کار را انجام دهد.

روز هفتم هفته سی و هفتم بارداری

  • در مورد مراقبت از نوزاد مطالعه کنید.
  • خودتان را در دنیای کودکان، رنگ ها و لوازم آنها غرق کنید.
  • در مورد بقل کردن، حمام بردن، عوض کردن پوشک، شیر دادن و تمام موارد و فعالیت های مربوط به نوزاد مطالعه داشته باشید.

از دکتر چه بپرسیم؟

در دوران باقیمانده باید از پرسیدن هر سوالی از دکتر احساس راحتی داشته باشید. سوالاتی در مورد جسم، عاطفه و ذهن مادران در این دوران بسیار زیاد است.در این قسمت به سوالاتی اشاره خواهیم کرد که ممکن است در این دوران برای شما پیش بیاید:

  1. چه اتفاقی می افتد اگر دیرتر زایمان کنم؟
  2. آیا می توانیم برای زایمان زودتر قدم بزنم؟
  3. آیا می توانم در طول زایمان چیزی بخورم یا بنوشم؟
  4. آزمایش های مربوط به این دوران چیست؟
  5. تا چند وقت بعد از زایمان خونریزی خواهم داشت؟
  6. آیا می شود که خونریزی نفاس را تجربه نکرد؟
  7. چه زمانی نیاز به بریدن پرینیوم پیدا خواهم کرد؟
  8. چه زمانی باید منتظر پریود باشم؟

در این زمان اطمینان حاصل کنید که تمام دستورالعمل های مربوط به دورا مراقبت از نوزاد را انجام داده اید. مطئن شوید که پاسخ های لازم را از دکتر دریافت کرده اید و هیچ سردرگمی در ذهن شما وجود ندارد. زیرا این آخرین قرار ملاقات شما با دکتر قبل از زایمان است.

شما هفته سی و هفتم بارداری را پشت سر گذاشته اید، احتمالا احساس غرور به شما دست داده است. احساسات مادر در این دوران کمی مشغول می شود و هر روز را با انتظار سپری می کند. فراموش نکنید که برای داشتن یک نوزاد شاد و سالم باید مادی قوی، سالم و تمیز باشید.

منبع flo.health / ترجمه اختصاصی سایت دلبرانه 

بیشتر بخوانید :

هفته سی و دوم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۲ حاملگی

هفته سی و سوم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۳ حاملگی

هفته سی و چهارم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۴ حاملگی

هفته سی و پنجم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۵ حاملگی

هفته سی و ششم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۶ حاملگی

تریلر فیلم ترمیناتور منتشر شد: روز محاکمه دوباره فرا رسیده


پارامونت، اسکای‌دنس و فاکس قرن ۲۰ تریلر جدیدی از فیلم Terminator: Dark Fate منتشر کردند که با تولید جیمز کامرون (James Cameron) و بازی آرنولد شوارتزینگر (Arnold Schwatzenegger) و لیندا همیلتون (Linda Hamilton) رده سنی R گرفته است. در ادامه خبر با سینما فارس همراه باشید.

سری جدید این فرنچایز را تیم میلر (Tim Miller) کارگردانی کرده که ۲۹ اوت اکران می‌شود و روز محاکمه در‌ ترمیناتور است، روزی که اسکای‌نت به خود آگاهی رسید و سایبورگ را راه‌اندازی کرد که سارا کانر دهه‌های متوالی سعی بر توقف‌اش داشت.‌

داستان سرنوشت تاریک، ادامه فیلم Terminator 2 ساخته کامرون در سال ۱۹۹۱‌ است و به گفته جوف بوچر (Geoff Boucher)، ابعاد سفر در زمان داستان جدید برای پاک کردن رویدادهای آمده در‌ سه سری قبلی آمده است. تریلر جدید سارا کانر را در حال محافظت از دنیا با کمک انتقام‌گیرنده و دوستش، با بازی شوارتزینگر، نشان می‌دهد.

او در جایی در تریلر به شوارتزینگر می‌گوید:
وقتی همه این‌ها تمام شود، می‌کشمت.
ترمیناتور پاسخ می‌دهد: می‌دانم.

روز محاکمه سرنوشت تاریک اول نوامبر است که راهی سینماها می‌شود. مک‌کنزی دیویس (Mckenzie Davis) ورژن بهبود یافته و انسانِ ماشین مرگ عالی را بازی می‌کند و ناتالیا ریز، گبریل لونا و دیگو بانتا و روبات بد هم‌بازیان او هستند. دیوید گویر (David Goyer) و جاستین رادز (Justin Rhodes) و بیلی ری (Billy Ray) فیلم‌نامه کار از روی داستان کامرون، چارلز الجی (Charles Elgee) و جاش فریدمن (Josh Friedman) و گویر و رادز نوشتند.

کامرون و دیوید الیسون (David Ellison) فیلم را تولید می‌کنند و دانا گلدبرگ (Dana Golberg)، دان گرنگر (Don Geanger)، ادوارد چنگ (Edward Cheng)، میلر، جان جی. کلی (John J. Kelly)، بانی کرتیس (Bonnie Curtis) و جولی لین تهیه‌کنندگان اجرایی آن هستند.

منبع: ددلاین

هفته سی و ششم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۶ حاملگی


اکنون شما در هفته سی و ششم بارداری به سر می برید، به این معنا که وارد ماه اخر حاملگی شده اید. نوزاد شما کاملا آماده است که پا به این دنیا بگذارد. چیزی نمانده که در روزهای آینده کودک خود را در آغوش بگیرید. هفته سی و شش بارداری یعنی اینکه شما پا به ماه نهم از حاملگی خود گذاشته اید. در این مقاله خواهید خواند که چه مواردی را باید در هفته سی و شش بارداری انتظار بکشیم:

هفته ۳۶ بارداری

نوزاد شما در هفته سی و ششم بارداری چه اندازه ای دارد؟

نوزاد شما در این هفته تقریبا به اندازه یک دسته موز می باشد. در هفته ۳۶، جنین تقریبا ۲.۶۳ کیلوگرم وزن دارد. قد نوزاد نیز تقریبا برابر با ۴۵ تا ۴۸ سانتیمتر می باشد. رشد نوزاد در این دوران و تا قبل از زایمان بسیار اندک می باشد.

رشد جنین در هفته سی و ششم بارداری

حال می خواهیم ببینیم که وضعیت کودک در هفته سی و ششم بارداری چگونه است ؟

  1. نوزاد در هفته سی و شش بارداری دقیقا به همان شکلی است که بعد از تولد دیده می شود.
  2. پلک های او و استخوان ها شکل کاملی به خود گرفته اند.
  3. اکنون گونه های نوزاد صورتی شده اند.
  4. آنها می توانند چشمان خود را باز و بسته کنند،
  5. نفس بکشند و صداها را به خوبی تشخیص دهند.
  6. رشد نوزاد در هفته سی و شش بارداری عملا متوقف شده است.
  7. سیستم گوارشی کودک کاملا تکامل یافته است و سیستم ایمنی او نیز به خوبی کار می کند.
  8. البته شما نمیتوانید هرچه خواستید در این دوران بخورید، به این خیال که کودک می تواند انواع مواد غذایی را هضم کند.
  9. این سیستم تا سن یکی دو سالگی به طور کامل تکامل پیدا نمی کند.
  10. مهره های کودک در این دوران نسبتا نرم است و استخوان های او کمی منعطف است.
  11. به همین دلیل کودک می تواند به راحتی از کانال زایمان عبور کند.
  12. در این دوران کمی مو روی بدن نوزاد شروع به رویش می کند.
  13. این موها بسیار نازک و ضعیف هستند و می توانند با مایع جنینی ترکیب شوند.
  14. شاید اولین نوع مدفوع در روده نوزاد در این هفته شکل بگیرد که به آن مکونیوم می گویند.
  15. نوزاد این مدفوع را تا قبل از متولد شدن دفع نمی کند.

هفته سی و ششم بارداری (۱)

بدن شما در هفته سی و ششم بارداری

در این هفته احساس سنگینی زیادی دارید. در این دوران بهتر است که کمی پیاده روی خود را بیشتر کنید. این کار به شما کمک می کند که تعادل مناسبی را در این دوران داشته باشید.

افزایش وزن شما در این هفته از بارداری چیزی بین ۹ تا ۱۳ کیلوگرم می باشد. یک خانم باردار در این دوران به طور میانگین به ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلو کالری در روز نیاز دارد. در دوران شیردهی نیز باید ۵۰۰ کالری به این میزان اضافه کرد.

این مقدار کالری به خانم هایی توصیه می شود که میزان BMI متناسب دارند. بیشتر وزن خانم ها در این دوران به علت مایع جنینی حجم خون بالا می باشد.

شکم در هفته سی و ششم بارداری

اکنون شکم شما به حد زیادی پایین آمده است. زمانی مادر آماده زایمان می باشد که سر نوزاد به سمت پایین قرار بگیرد. نوزاد در این زمان خودش را در قسمت پایین رحم قرار می دهد تا خودش را آماده تولد نشان دهد.

علائم هفته سی و ششم بارداری

در این قسمت به علائم هفته سی و شش باردای اشاره شده است:

پایین آمدن کودک در این دوران یک وجه مثبت دارد و آن هم تنفس بهتر مادر می باشد. زیرا فشار نوزاد به ریه های شما کمتر می شود. این اتفاق باعث می شود که مادر راحت تر از همیشه نفس بکشد. سوزش قلب شما نیز به همین دلیل کمتر از همیشه می شود.

ریه های شما در این دوران احساس فشار کمتری می کنند، اما واژن شما وزن زیادی را روی خود تحمل می کند. بعضی از خانم ها در هفته های آخر بارداری احساس می کنند که یک توپ بزرگ بین پاهایشان قرار گرفته است.

اگر تابحال ترشحات واژنی نداشته اید، احتمالا در این هفته آن را تجربه خواهید کرد. طبیعی است که در این دوران ترشحات واژنی غلیظ و سنگین را تجربه کنید. این ترشحات می تواند متمایل به صورتی یا ظاهر خونی داشته باشند.

  • انقباضات براکستون هیکس.

اکنون رحم شما در حال آماده کردن خود برای زایمان می باشد. این انقباضات باعث زایمان در فرد می شود. در این دوران باید از نوع، مدت زمان، شدت و دفعات این انقباضات یادداشت بردارید و آنها را به پزشک اطلاع دهید.

به علت فشار بالای نوزاد به ناحیه تناسلی، احساس ادرار داشتن در شما بالا می رود و گاهی اوقات نیاز به حمام پیدا می کنید که کاملا امری طبیعی می باشد.

  • قوزک و پاهای متورم.

ورم متوسط کاملا طبیعی است. اگرچه که ورم های شدید و ناگهانی را باید به دکتر نشان داد.

هفته سی و ششم بارداری (۲)

سونوگرافی در هفته سی و ششم بارداری: آیا به سونوگرافی نیازی دارید؟

در این هفته باید طبق برنامه ریزی های مشخص شده با دکتر ملاقات داشته باشید. دکتر در این دوران برای آزمایش ضربان قلب، آزمایشی را برایتان می نویسد و پوزیشن کودک را نیز در آن می سنجد. دکتر همچنین با این آزمایش ارتفاع رحم را اندازه می گیرد و همچنین آزمایش هایی را نیز برای برسی وجود عفونت در مادر تجویز می کند.

رژیم و سبک زندگی در هفته سی و ششم بارداری

  • وعده های غذایی کوچک تر بخورید.

علاوه بر اینکه باید در طول بارداری رژیم غذایی سالم داشته باشید، مصرف وعده های غذایی کوچک تر و کمتر به شما کمک می کند که علائم این دوره از بارداری مثل نفخ را کاهش دهید.

  • تا جاییکه می توانید استراحت کنید.

به پهلو دراز بکشید. بیشتر از همیشه استراحت کنید. با این کار می توانید قدرت لازم را در روزهای آتی به دست بیاورید.

  • از لباس های زیر مناسب بارداری استفاده کنید.

سینه های شما در این روزها شروع به نشت شیر می کند. از سوتین های مناسب برای این دوران و همچنین دوران شیردهی استفاده کنید.

رابطه جنسی در هفته سی و ششم بارداری

شاید در این هفته از لحاظ جسمی احساس ناراحتی زیادی داشته باشید، اما رابطه جنسی در این دوران کاملا امن می باشد. کاری که باید انجام دهید، این است که پوزیشن های مختلف را در این دوران امتحان کنید تا بتوانید راحت ترین آن را انتخاب کنید. اگر حوصله رابطه جنسی را ندارید، می توانید کیفیت رابطه رمانتیک را از راه دیگری با همسر خود افزایش دهید.

هفته سی و ششم بارداری (۳)

چک لیست هفته ۳۶ بارداری

زمانی که در هفته سی و شش بارداری به سر می برید، طبیعی است که احساس کنید کار زیادی برای انجام دادن باقی مانده است. در این قسمت به مواردی اشاره می کنیم که درر این هفته باید انجام بگیرد:

روز اول هفته سی و ششم بارداری

  • بسته های پد یا نوار بهداشتی را آماده کنید.
  • قطعا بعد از زایمان ترشح و خونریزی خواهید داشت.
  • بهتر است که لوازم لازم را برای خونریزی فراهم کنید
  • این باعث میشود تا همراه زایمان استرس نداشتن وسیله را نداشته باشید.

روز دوم در هفته سی و ششم بارداری

  • تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید بارداری خود را اعلام کنید.
  • آیا مایلید که این خبر را با یک پست در شبکه های اجتماعی اعلام کنید؟
  • یا می خواهید که برای دوستان و نزدیکان کارت دعوت بفرستید؟
  • شاید هم مایل باشید که با یک ویدئو این خبر را برای دوستان ایمیل کنید.
  • پس در این روز می توانید نوع خبر رسانی و برنامه های خود را در این مورد پیاده کنید
  • تا بتوانید همه چیز را طبق علاقه خود پیش ببرید.

روز سوم در هفته سی و ششم بارداری

  • ماساژ پایین تنه.
  • ماساژ دادن بین قسمت مقعد و آلت تناسلی می تواند کشسانی بافت ها را کاهش دهد.
  • اگر خودتان نمی توانید این ماساژ را انجام دهید، از همسر خود بخواهید که در این کار به شما کمک کند.

روز چهارم در هفته سی و ششم بارداری

  • به کلاس های تولد نوزاد بروید.
  • زودتر به به این کلاس ها مراجعه کنید، آنها به شما تکنیک های ریلکس کردن و تنفس را یاد می دهند .
  • این تکنیک ها به شما در زایمان کمک می کند.

روز پنجم در هفته سی و ششم بارداری

  • پروژه های کاری و کار با همکاران خود را بررسی کنید.
  • شاید همین روزها کودک شما به دنیا بیاید.
  • پس اگر شاغل هستید، بهتر است که در این چند مدت مقداری از کارها را کنار بگذارید.
  • برای انجام پروژه ها از همکاران خود کمک بخواهید و کار را با آنان هماهنگ کنید.

روز ششم در هفته سی و ششم بارداری

  • اگر فرزند دیگری دارید، با او وقت بگذارانید.
  • خواهر برادر بزرگ تر از به دنیا آمدن نوزاد جدید هیجان زده هستند.
  • اما گاهی اوقات ممکن است که احساس حسادت نیز به آنها دست بهد.
  • از این زمان استفاده کنید و با آنها بازی کنید یا برایشان داستان بخوانید.

روز هفتم در هفته سی و ششم بارداری

  • دوباره کیف بیمارستان خود را بررسی کنید.
  • شاید این کار برایتان تکراری باشد اما چک کردن نهایی و دوباره این ساک هیچ ضرری ندارد.
  • کمترین فایده آن این است که نگران فراموش کردن هیچ وسیله ای نیستید.

از دکتر خود چه بپرسیم؟

در طول این هفته باید سعی کنید که با پزشک خود ملاقات داشته باشید. بعضی از مراکز بیمارستانی در این دوران تمام وضعیت های شما و نوزادتان را ثبت می کنند. از پزشک خود بخواهید که یک رژیم غذایی مناسب برای دوران شیردهی به شما بدهد. معمولا در این دوران بیش از همیشه فراموشکار می شویم، پس بهتر است که سوالاتی که از پزشک دارید را روی یک برگه یادداشت کنید.

امروز می توانید به آغوش گرفتن فرزندتان را بیش از همیشه حس کنید. طبیعی است که با نزدیک شدن به زایمان استرس شما نیز افزایش پیدا کند اما سعی کنید که از این لحظات آخر نیز لذت ببرید. به این فکر کنید که در حال اضافه کردن یک انسان دیگر به این دنیا هستید.

 منبع flo.health /ترجمه اختصاصی سایت دلبرانه 

بیشتر بخوانید :

هفته سی و یکم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۱ حاملگی

هفته سی و دوم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۲ حاملگی

هفته سی و سوم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۳ حاملگی

هفته سی و چهارم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۴ حاملگی

هفته سی و پنجم بارداری | علائم، نکات و راهنمایی هفته ۳۵ حاملگی